حمایت از تولید یا فشار بر خانوار؟؛خانواده ایرانی در دوراهی اقتصادی
در شرایطی که اقتصاد ایران با ناترازیهای عمیق دست و پنجه نرم میکند، یک دکترای جامعهشناسی اقتصادی و توسعه هشدار داده است که ادامه سیاستهای شوکدرمانی، خانواده ایرانی را در معرض فروپاشی جدی قرار داده و ضرورت دارد تمرکز اصلی بر حمایت از تولید و اشتغال پایدار معطوف شود.
خانواده ایرانی در دوراهی تاریخی؛ شوک قیمتی یا اشتغال مولد؟
نویسنده در این یادداشت تأکید کرده است که جنگ تنها ساختمانها را ویران نمیکند، بلکه بنمایههای معیشتی خانواده ایرانی را از درون میفرساید. از آنجا که اقتصاد موتور اصلی تبدیل فشارهای بیرونی به تنشهای درونی خانواده است، سیاستگذاران باید شاهرگهای تأثیرگذاری بر این نهاد را با دقت رصد کنند. در غیر این صورت، تنش در کوچکترین واحد اجتماعی به شکلی دومینووار به فروپاشی اجتماعی منجر خواهد شد.

به گفته این تحلیلگر، شوکهای درآمدی و هزینهای پیامدهای مخربی همچون استرس مالی مزمن، افزایش تعارضات و خشونتهای خانگی و تضعیف سرمایه عاطفی در خانواده ایرانی به دنبال دارند. این مسیر نهایتاً به تغییرات ساختاری منفی نظیر کاهش نرخ ازدواج و فرزندآوری، افزایش ترک تحصیل و جهش آمار مهاجرت ختم میشود؛ وضعیتی که در آن اقتصاد خانوار از وضعیت رفاه به دوره بقا سقوط میکند.
ریشههای ناترازی و رفع اتهام از خانواده ایرانی
نویسنده با نقد سیاستهای فعلی مینویسد: سیاستگذاران در حالی با لفاظیهای اجتنابناپذیری آزادسازی قیمتها را تنها راه چاره جلوه میدهند که این ادعا سرپوشی است بر یک انتخاب عامدانه برای عبور از اصلاحات دشوار ساختاری. در این گفتمان تحمیلی، مصرف انرژی مردم به عنوان اسراف تقبیح میشود، حال آنکه واقعیت میدان بیشتر اجبار ساختاری است. تکنولوژی فرسوده صنایع، خودروهای پرمصرف تولید داخل و عایقبندی ضعیف ساختمانها هستند که حجم عظیم انرژی را میبلعند، نه خانواده ایرانی.
این یادداشت تأکید میکند که ناترازی مالی دولت بیش از آنکه حاصل ارزانی انرژی باشد، محصول فرار مالیاتی گسترده بخشهای غیرمولد، هزینههای غیرضروری در بودجههای موازی و فساد سیستمی در شبکه بانکی است.
فرسایش طبقه مزدبگیر؛ ظهور شاغلان فقیر در خانواده ایرانی
یکی از نگرانکنندهترین هشدارهای این یادداشت، ظهور و گسترش پدیده «شاغلان فقیر» در میان خانواده ایرانی است؛ خانوادههایی که علیرغم داشتن اشتغال، به دلیل فقدان تناسب درآمد و هزینه از معیشت پایدار محروماند. وقتی رانندگی، دستفروشی و واسطهگری از کار تخصصی و مولد پیشی میگیرند، این نشانه افت بهرهوری ملی و فرسایش بنیه تولیدی کشور است.
پیوند میان اشتغال خرد و تابآوری ملی خانواده ایرانی
به اعتقاد این دکترای جامعهشناسی اقتصادی، خانواده ایرانی ستون اصلی تابآوری ملی است، اما نباید به آن به مثابه یک دریافتکننده منفعل یارانه نگریست. حمایت واقعی از خانواده نه با توزیع پول، بلکه با زنده نگه داشتن زنجیره تولید ممکن است. اگر بنگاههای کوچک و کارگاههای محلی زیر بار شوکهای اقتصادی کمر خم کنند، فشار آن مستقیماً به بطن خانواده ایرانی منتقل میشود.
دوراهی سرنوشتساز برای خانواده ایرانی
نویسنده در پایان تأکید میکند که امروز کشور در یک دوراهی تاریخی قرار دارد. ادامه منطق شوکدرمانی نتیجه جز تورم لجامگسیخته و فشار مضاعف بر خانواده ایرانی نخواهد داشت. اما اگر کشور به سمت بازآرایی نهادی حرکت کند و سرمایهها را به سمت تولید مولد هدایت نماید، میتوان بحران فعلی را به فرصتی برای بازسازی ساختاری بدل کرد. انتخاب میان تحمیل شوک بر مردم یا حمایت از تولید و اشتغال شایسته، تصمیمی است که آینده جامعه ایرانی و خانواده ایرانی را رقم خواهد زد.